تبليغاتX
قاصدکانه
قاصدکانه

همیشه تو اخبار علمی ، یه چیزایی مثل خوره مغزم رو می خورد . از بچه گی عشق علم بودم . نمی دونم چرا ؛ ولی همیشه سوژه ای بودم برا بحث .یه چند روزی بود دنبال یه چیزایی که باعث می شد یه نفر از حد طبیعی خودش بالاتر نشون بده می گشتم .

                                          

تو اینترنت خیلی چیزاپیدا کردم : 

یکیش این بود که معمولا بچه هایی که تو دوران نوزادی بیشتر گریه می کردن کارآیی مغزیشون خیلی بیشتر از بچه هایی بود که کم تر گریه می کردن . این هم به علت این بود که گریه باعث می شد رگهای مغز بهتر و گشاد تر بشن و خون رسانی به مغز بهتر صورت بگیره .

دومیش این بود که معمولا بچه های وسط خونه از سایر بچه های اون خونه با هوش تر و منزوی ترن ، به یک دلیل واضح و اون هم  توجه کم تر به اونا و خود اتکاییشونه .

دلایل زیادی بود ....

من خودم و با اونا یه مقایسه کردم .... از مادرم پرسیدم من تو بچگی زیاد گریه می کردم ....می گفت : وای نگو که هنوز صدای جیغت تو گوشمه ....بچه وسط هم بودم و همیشه بدون مرور می رفتم سر جلسه و نمرم هم معمولا 19 -20 می شد .

وقتی اینا رو بررسی کردم ...دیدن بابا منم انیشتینیم برا خودم ...فقط یکم کشف نشدم ... این چیزا وقتی ما رو بیشتر به فکر وا می داره که می بینیم انیشتین که بزرگترین انسان قرن هم شناخته ششد فقط از 3% کارآیی مغزش استفاده کرده ...وای به حال ما ....به نظر شما از چند درصد کارآیی مغزتون استفاده می کنید ؟؟؟؟؟

نوشته شده توسط شاپره در سه شنبه ششم فروردین 1387 | موضوع:
ق.ا.ص.د.ک...

قاصدک! هان، چه خبر آوردی؟
از کجا، وز که خبر آوردی؟
خوش‌خبر باشی، اما، اما
گردِ بام و درِ من
بی‌ثمر می‌گردی.

انتظار خبری نيست مرا
نه ز ياری نه ز ديّار و دياری - باری،
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس،
برو آنجا که ترا منتظرند.
قاصدک!
در دل من همه کورند و کرند.

دست بردار ازين در وطنِ خويش غريب.
قاصد تجربه‌های همه تلخ،
با دلم می‌گويد
که دروغی تو، دروغ،
که فريبی تو، فريب.

قاصدک! هان، ولی ... آخر ... ای وای!
راستی آيا رفتی با باد؟
با توام، آی! کجا رفتی؟ آی ...!
راستی آيا جايی خبری هست هنوز؟
مانده خاکسترِ گرمی، جايی؟
در اجاقی - طمع شعله نمی‌بندم - خردک شرری هست هنوز؟

قاصدک!
ابرهای همه عالم شب و روز

در دلم می‌گريند.

نوشته شده توسط شاپره در دوشنبه یکم بهمن 1386 | موضوع: